تبليغاتX
مطالب دینی

بسم الله الرحمن الرحيم

 

 

نقدي بر فرقه ي بهاييت از آغاز تا دوره ي معاصر

 

 

 

نگارش: دکتر حسين قدمي استاد دانشگاه آزاد اسلامي واحد تاکستان

 

 

قريب يکصد و هفتادسال قبل ايران سرزمين پاکان شاهد  ادعاي دروغين وبي اساس  يکي ديگر از مکذّبين و سوءاستفاده کنندگان از احساسات و عواطف بسيط جامعه بشري بود.در کتاب «ديد»از کتب مقدس هندوان آمده:«در آخر الزمان ملکي ظهور خواهد کرد که پيشواي مردم و مقتداي آنها خواهد بود و نامش منــــصــور است وبر تمام اهل عالم چيره خواهد شد وتمام انسانهاي مؤمن و کافر را مي شناسد.»(بشارات العهدين –ص245) وما نيز با اين نام حضرت را در دعاي زيارت عاشوراءمي ناميم.

 

در کتاب «جاماسب »شاگرد زرتشت آمده:«.. مردي ظهور خواهد کرد که بر دين جدش مي باشد و زمين را پراز عدل وداد خواهد کرد و از شدت عدالت او گرگ و ميش با هم دريک ظرف تناول خواهند کرد.»(بشارات العهدين –ص258). نظير همين تعابير در کتاب «زند»نيز موجود مي باشد.(همان مصدر –ص238)

 

در کتاب آسماني «تورات»متعلق به امت يهود آمده است:«در باره ي نسل اسماعيل نيز شنيدم و من نيز مبارک و خجسته مي دانم واز نسل آن پيامبر دوازده امام و سيد بزرگوار مي آيند و آنها را امتي بزرگ قرار مي دهم.» (کتاب التکوين -20: 17) در قرآن کريم نيز آيات و روايات فراواني دال بر اين موضوع وجود دارد(سو ره مبارکه:انبياء-آيه شريفه :105)(سو ره مبارکه :نور-آيه شريفه :55) (سو ره مبارکه:قصص-آيه شريفه :5) (سو ره مبارکه :توبه-آيه شريفه :33). در کتب برادران شريف اهل سنت نيز اشارات زيادي شده است که ازبا ب اختصار به چند کتاب اشاره مي شود :( تفسيرابن کثير دمشقي –ج2-ص45///ج3-ص401)(تفسير قرطبي –ج8-ص111)(الدر المنثور – سيوطي –ج7-ص483-484)(روح المعاني –آلوسي-ج7-ص111///ج12-ص14///ج13-ص171)(المنار المنيف –محمد ابن ابي بکر ايوب الزرعي-ج1-ص155)(فتح الباري –ابن حجر العسقلاني-ج7-ص169)(ابن حجر هيثمي –الصواعق المحرقه-ج2-ص480)(الفتوحات الاسلاميه-احمد زيني دحلان –ج2-ص299-300)(التاج الجامع للاصول-شيخ منصور علي ناصف-ج5-ص341-360)(نور الابصار –محمد شبلنجي-ص189)و........که ذکر همه ي آنها در حوصله ي اين مقال نمي گنجد. اين اسناد و کتب گواه و شاهدي بر ظهور سيدي مطهر از ذريه ي  غضنفر و از احفاد ابي قاسم طوبي و سقر و نسل ابي شبير و شبر حضرت صاحب العصر و القدر مي باشند.

 

 

نکته اي که در بحث و گفتگوي محترمانه با اتباع فرقه ي معدود  بهاييت  به ذهن هر انسان ساده انديشي خطور مي کند آن است که :کدام کتاب آسماني و الهي مژ ده و بشارت به ظهور "بهاءالله "داده است؟ "قل هاتوا برهانکم ان کنتم صادقين. بدون ترديد در کتب عهد عتيق موجود نمي باشد .وشايد درآينده با کمک بني اسراييل زمان در اين کتب ارجمند دستبردي شود و آياتي مفتريه ساخته شود که جاي تعجب نيز نمي باشد  چون محصول خود شان مي باشد.

 

 

جالب است کج فهمي و عدم درايت مبررين اين فرقه را در فهم بعضي از آيات کريمه الهي اشاراتي داشته باشم.

 

 

1-      سوءبرداشت از کريمه 5 از سوره مبارکه "سجده": 

 

 

بسيار تلاش نمودند تا بتوانند آيه ي شريفه پنجم از سوره مبارکه سجده را سند قرآني در بشارت به ظهور پيامبر !!خود قرار دهند۩  يدبّر الأمر من السماءإلي الأرض ثم يعرج إليه في يوم کان مقداره ألف سنه مما تعدّون ۩صد ق الله العلي العظيم

 

"او امر عالم را (نظام اکمل و احسن )از آسمان تا زمين تدبير مي کند سپس روزي که مقدارش به حساب شمابندگان هزار سال است باز به سو ي او بر ميگردد(ترجمه ي مرحوم الهي قمشه اي).

 

 

فرقه بهاييت معتقد است با شهادت امام حسن عسکري عليه السلام به سال 259 قمري با استناد به اين کريمه عدد1259حاصل مي گردد که به زعم آنها سال ظهور طلعت باب است . چرا با اين همه غفلت دوران ولايت امام زمان عليه السلام را ناديده انگاشتيد؟ حال آنکه اين موضوع چنانکه پيشتر اشاره شد بر کسي جز جناب بهاءالله پوشيده نيست و بشارت به ظهور کسي داديد که در هيچ کتاب آسماني و معتبر ارضي  وجودش  قابل اثبات نيست . البته نگارنده در سطور بعدي وجودش را ثابت خواهد کرد.

 

 

در کتب تعليمي فرقه ي بهاييت در شرح و بررسي کريمه 105و106از سوره مبارکه "انبياء"که مژده به ارث بردن زمين توسط عباد صالح خداست آورده اند:«از امام باقر عليه السلام نقل شده است مقصود از بندگان در اين آيه همان ياران مهدي موعود است و دليل درستي اين روايت اتفاق عامه و خاصه از فرق شيعي و سني است».(گلگشتي در قرآن مجيد –ص60-چاپ:کانادا)

 

 

چگونه است در کتب سماوي بطور مباشر و غير مباشر به ظهور حضرت در آخر الزمان اشاره شده و لي فرقه بهاييت معتقد است تدبير و تنظيم عرش الهي بوسيله محمد بن عبدالله و يازده وصي او کامل شد و حال آنکه در ديگر کتب آورده اند : پيغمبر گفت:  اگر نماند از دنيا مگر يک روز خداي آن روز را چنان درازش گرداند تا برانگيزد مردي صالح از اهل بيتم  وآن مرد از اولاد فاطمه سلام الله عليها است . ( مسند احمد حنبل –ج1ص376 //ص430  //ص 99) (المستدرک علي الصحيحين – ج 4-ص 557)

 

 

کدام مفسر و عالم علوم قرآن از صدر اسلام تا کنون از اين آيه کريمه برداشت بشارت به ظهور داشته که وي چنين برداشت نمود .؟؟؟!!! نگارنده اين مقال که خداوند او را  توفيق مطالعه هفتادو نه دوره از کتب ارجمند تفسيري  شيعه وسني داده  تا کنون به چنين موضوعي برخورد نکرد.

 

 

 

2- سوءاستفاده از واژه ي"خاتَم"و اراده باطل از اين سخن حق .

 

 

در کريمه ي چهل از سوره مبارکه ي احزاب اين واژه شريف آمده در فرهنگهاي لغت عربي مانند لسان العرب ابن منظور آمده است : "ختَم يختِم ختماً و ختاماً و الختَم و الخاتِم و الخاتَم و الخاتام : من الحلي کأنّه اوّل وهله خُتم به : به معني :از زيبايي است گويا آن نخستين مرتبه چيزي است که بدان نيز پايان يافته است  ( لسان العرب ابن منظور ماده ختم ) اين معني را قواميس ذيل نيز آورده اند:

 

 

( العين – خليل بن احمد //النوادر –ابوزيد انصاري //جمهره اللغه –ابن دريد //تهذيب اللغه-–ازهري //الصحاح –جوهري //اساس البلاغه –زمخشري // القاموس المحيط –فيروز آبادي //تاج العروس ---–زبيدي //مفردات القرآن – راغب اصفهاني ) و بسياري از کتب لغت عربي و تفسيري که اين معني را تاييد نمودند . با اين معني فرقه بهاييت که معتقد است اين واژه اسم فاعل نيست و معني پايان بخشي از آن اراده نمي شود نه تنها اثبات ظهور نيست بلکه اثبات ختم نبوت است چون معتقديم پيامبر اعظم صلي الله عليه و آله وسلم  اول و آخر نبوت است و ساير انبياء و رسل از نور وجودي ايشان بهره مندند .

 

در صورتي که اين معني را نپذيرند و اين واژه را به معني مهر و انگشتر بدانند بازهم چنانکه بر جامعه بشري و مناسبات انساني و اجتماعي حاکم است مهر را در پايان و ختم هر قرار داد و قانون مي زنند

 

 و سطو ر و مطالب بعد از آن فاقد هر گونه اعتبار است .

 

 

چگونه است خط دهندگان فرقه بهاييت اين آيات الهي را در قرآن نمي بينند :

 

۩إنَّ الدين  عند الله الاسلام ۩(آل عمران : 19) ۩رضيت لکم الاسلام دينا ۩(مائده : 3) ۩ من يبتغ غير الاسلام ديناً فلن يقبل منه و هو في الآخره من الخاسرين ۩( آل عمران : 85) ۩اليوم اکملت لکم دينکم و اتممت  عليکم نعمتي  ۩(مائده :5) صد ق الله العلي العظيم.ُ

 

 

 

عوام فريبي  در نزد فرقه بهاييت :

 

 

1- سوره مبارکه بقره آيه شريفه 113 به اختلافات دو گروه يهود و نصاري اشاره دارد:

 

۩ و قالت اليهود ليست النصري علي شيءو قالت النصري ليست اليهود علي شيءو هم يتلون الکتاب۩

 

صد ق الله العلي العظيم. اين دو گروه در حالي که صاحب شريعت الهي  مي باشند يکديگر را

 

 تحقير مي نمودند . فرقه بهاييت معتقد است:

 

« بديهي است حل اين اختلافات و بيان حقيقت مسائل بايستي در اين جهان شود تا شايد سبب هدايت شود . اين کيفيت در ظهور اعظم الهي و نزول آيات محکمه شريعت بهايي به تمام معني تحقق يافت

 

( گلگشتي در قرآن مجيد –ص139-چاپ:کانادا). و گفته اند حل اين مشکلات در قرآن به قيوم قيامت موکول شد در حالي که در شريعت بهايي حل شد .

 

 

جناب بهاء!

 

پيروان شما شاهد جنگهاي جهاني اول و دوم و سوزاندن سه ميليون يهود در کوره هاي آدم سوزي نبودند ؟ و همين امروز شاهد هتاکي و بي حرمتي يهود و نصاري نسبت به هم نمي باشند . در يک انديشه عقلاني اين اختلاف موجود چگونه در فرقه بهاييت حل شده و کشور غاصب اسرائيل که به لحاظات مختلف مورد توجه اين فرقه است قادر به حل مشکلات فيمابين نمي باشد؟ چگونه همين رژيم غاصب از تفکرات شما استفاده نمي کند ؟ پس همان پيش بيني  قرآني صحيح مي باشد.

 

 

 

 

2-      عرفان در نزد فرقه بهاييت : 

 

 

«براي شناخت آن مراحل شما را به مطالعه کتاب "هفت وادي "نازله از قلم حضرت بهاءالله

 

 توصيه مي کنيم : 

 

 وادي اول : طلب       

 

دوم : عشق        

 

سوم : معرفت        

 

چهارم : توحيد         

 

پنجم :  استغناء          

 

ششم : حيرت       

 

هفتم : فناء في الله ».

 

 

جناب بهاء !

 

اگر قريب 170سال قبل اين موضوعات در ديدگاه شما بکر و جديد وبااستعانت حق با قلم شما نازل گرديد بهتر است بدانيد و به اتباع خود بگوييد 1200سال قبل از ولادت خودتان عرفاء و حکماء اسلام شکل کاملتر آنرا بيان نمودند که ازباب اختصار نام چند تن از اين بزرگان را که هرگز مانند .......ادعايي ننمودند ياد آور مي شوم :

 

رابعه عدويه – سفيان ثوري – فضيل عياض – معروف کرخي – با يزيد بسطامي – سري سقطي – سهل بن عبدالله تستري – جنيد بغدادي – شبلي – ابونصر سراج - ابوعلي دقاق -  شيخ ابوالحسن خرقاني – شيخ ابوسعيد ابوالخير – خواجه عبدالله انصاري – امام محمد غزالي – احمد غزالي – شيخ احمد جام – سنايي غزنوي – عبدالقادر گيلاني – شيخ شهاب الدين سهروردي – ابوحفص  سهروردي – شيخ عطار - ابن عربي

 

 صدر الدين قونيوي – مولوي – حافظ – سعدي – محمود شبستري – صفي الدين اردبيلي –علاءالدوله سمناني --اوحدي -  عماد فقيه – سيدقاسم انوار-  جامي – شمس الدين لاهيجي و عثمان هجويري و...........

 

 

 

3- نوروزدر نزد بهاييان است؟؟؟!!!!

 

 

در کتاب "اقدس "آمده :« يا قلم الاعلي قل يا ملأالانشاء ....وجعلنا النيروز عيداً لکم بعد اکما لها» ( اقدس –ص 15-بند 43)

 

قطعاً ايرانيان پاک سرشت و فرخ نهاد و صاحب بيش از 7000سال تمدن و فرهنگ مي دانند چنانکه تمام ايران شناسان فرهيخته همچون پروفسور گوستاولوون و پروفسور آرتور کريستن سن و ريچارد و...نيک ميدانند نوروز و رسوم وآداب وابسته به آن قبل از ظهور بسياري از اديان الهي وحتي دين

 

مبين اسلام در ايران  اجراء مي شد و اينک نيزمي شود و در آينده نيز خواهد شد.

 

آيا نوروز متعلق به تمام جهانيان است يا متعلق به پارسي زبانان خوش گفتار؟  آيات و احکام يک دين متعلق به بشريت است يا يک قوم خاص ؟؟.اسلام نيز با آشنايي کامل از نوروز  واين سنت حسنه ايراني آنرا تصديق نمود وبدان سفارش نمود .اين موضوع چه ارتباطي با اقدس دارد جاي بسي انديشه است .و اگر قرار باشد اين آيه الهي باشد بايد براي تمام آداب و سنن کشورهاي جهان آيه آيد و در آن صورت اقدس وکتب مشابه آن بايد چند صد جلد باشد و اين از خصايص کتب الهي دور به نظر مي رسد .واعلم

 

 

4- ايرادات ادبي "اقدس":

 

اشکالات صرفي و نحوي و زبان شناسي و بلاغي  در کتاب "اقدس "که در ديدگاه آنان منزل الهي  است

 

بسيارديده مي شود .چگونه تاکنون ابناءالبشر حتي يک اشتباه قابل اثبات از قرآن مطرح ننموده اند ولي هرکسي تنها با مطالعه يک دوره زبان وادبيات عربي متوجه بسيط ترين اشکالات مذکور در اين کتاب خواهد شد . اگر آسماني است چگونه اين همه اشکال وجود دارد ؟! آيا نعوذ بالله من الشيطان وشبهه دانش خداوند به هنگام نزول اين کتاب دچار نوسان مي شده؟؟؟؟!!!!  بنا براين خلاف اين مدعي به سهولت ثابت است.

 

 

5- زبان "اقدس":

 

در قرآن کريم بيان شده: ۩وماأرسلنا من رسول الا بلسان قومه ليبّين لهم۩ صد ق الله العلي العظيم.

 

(ابراهيم :4)

 

خداوند مي فرمايد:هر پيامبري را با زبان قوم خود فرستاديم..

 

 آقا ميرزا حسينعلي خــــــــــان نـــــــوري مازندراني از توابع مازندران-که افتخار علوي بودن و اولين نژاد ايراني در محبت وعشق به اهل البيت عليهم السلام را دارند-مي بايست کتاب منزلش يا به لهجه مازندراني باشد يا به زبان فارسي .ولي چنانکه مشهود است به زبان عربي مي باشد. نيک مي دانيم تورات به زبان (عبري )و انجيل به زبان (سرياني ) و قرآن به زبان (عربي) و اقدس به زبان (عربي)!!!!!!!شايد شما نيز مانند نگارنده ي اين مقال گمان کنيد "مردم مازندران وبه ديگر تعبير ايرانيان پارسي گوي در169 سال قبل عربي صحبت مي نمودند و دوباره ايراني گشتند؟؟!!!!!!!!!و يا بايد و به ناچار به بطلان اين کتاب و.. ..معتقد باشيم.

 

 

6- رد نبوت بهاءاز زبان فرزندش:

 

عبد البهاء غصن اکبر بهاءالله به ميرزا حسن نامي اطلاع داده است:«ما داعيه نداريم ما که دعوي نبوت و امامت و رسالت نکرده ايم چه سؤالي وچه جوابي ؟من بنده اي از بندگان جمال مبارکم. ودر راه محبت در بين بشر خدمت مي کنم .آقاي ميرزا حسن اگر سؤ الي دارد علماءوفقهاءو حکماءدر عالم بسيارند مشکل غامضه و مطالب معضله حل مي کنند وما که دعوي علم و دانش نکرده ايم وبه ما چه کار دارد؟»(خاطرات نه ساله /ص107). نوشته هاي عبد البهاء ويارانش تناقض دارد و آنانکه سخن او و پدرش را وحي ميدانند حکم دلسوزان مشفق تر از مادر دارند.

 

 

 ادعاي شگفت انگيز "خدا بودن(الوهيت)"جناب بهاءالله در کتب فرقه ي بهاييت:

 

 

قبل از بيان اين بخش  استعاذه ميکنم و گويم :اعوذبالله من الشيطان الرجيم و شبهه

 

 

1-ميرزا حسينعلي خان نوري معروف به "بهاءالله"در کتاب "بديع"گفته:"«انني انا الله لا اله الا انا کما قال النقطه (ميرزا علي محمد الشيرازي)من قبل و بعينه يقول  من يأتي من بعد» .

 

بدون ترديد من خدا هستم و خدايي جزمن نمي باشد چنانکه ميرزا علي محمد شيرازي هم گفت خداست و بعد از اين افرادي مدعي اين مقام خواهند شد.!!!!!!!! ( بديع –ص154)

 

 

 

2-عباس افندي  در کتاب "تاريخ صدر الصدور  گفته:«مقام حضرت اعلي ميرزا علي محمد الو هيت شهودي و مقام جمال اقدس و اقدم (ميرزا حسينعلي)احديت ذات هويت وجودي ورتبه اين عبد (عباس افندي)عبوديت حقيقي وهيچ تفسير و تاويلي ندارد.!!!!!!!!!! (تاريخ صدر الصدور –ص207)

 

 

 

3-جمال مبارک (ميرزا حسينعلي) در قصيده ورقاييه مي گويد:«کل الالوه من رشح امري تالهت کل الربوب من طفح حکمي تربت» همه خدايان از اثر من به خدايي مي رسند وتمام پروردگاران از ريزش حکم من به مقام ربوبيت رسيدند.!!!!!!!!(مکاتيب –ج2-ص254/255)

 

 

4-يکي از بهاييان از عبد البهاء پرسيد:مقصود ا زمالک دنيا در انجيل چيست؟ پاسخ داد:مالک دنيا جمال مبارک (ميرزا حسينعلي) است. .!!!!!!!!(مکاتيب –ج3-ص404)

 

 

5- عباس افندي وخواهرش (ورقه عليا)بهاييان را به پرستش وبندگي وستايش بهاءالله تشويق مي کردند و عبوديت اغنام در برابر بهاءرا مي ستو دند و بهاييان را "بندگان جمال مبارک ابهي و بندگان صادق جمال مبارک "خطاب مي کردند.!!!!!!!!(مکاتيب –ج2-ص56/ص12//14//33//37)

 

 

6-« اسجدوا الله ربکم العلي الاعلي الذي کان في جبروت البقاء باسم البهاءوفي ملکوت السماء بالعلي مذکورا

 

در برابر پروردگار علي اعلي سجده کنيد که در جبروت بقا آسمانها با نام بهاء است ودر ملکوت اسما بانام علي خوانده مي شود.!!!!!!!(مبين –ص167)

 

 

هويت جناب بهاءالله با استفاده از کتب فرقه ي بهاييت:

 

 

1-صفت ونعت " عِلّيه " از آن دولت ايران و صفت"فخيمه"از آن دولت بريطانيا و صفت و

 

نعت "بهيه"از آن دولت روسيه بود. با پناهندگي جناب بهاء به سفارت روس قول داد دينش را به پاس داشت خدمات آنها به وي "بهايي" نامد .و دخترش را "بهيه "ناميد.و آواره مينويسد :طاهره اولين کسي بود که ميرزا حسينعلي خان را "بهاء"لقب داد.(کواکب –ج1-ص257//271//272)

 

2- مورخان بهايي معتقدند: لقب "بهاءالله"از روي قرعه در دشت بدشت انتخاب گرديد.!!!(ظهور الحق –ص110-)(کتاب حضرت بهاءالله-ص39)

 

 

3-شوقي افندي مي گويد:هدف ما در تلاشهاي روس بهيه و انگليس فخيمه ايجاد دين و مذهب نبود.(کتاب خصايل اهل بهاء –ص91)(نظر اجمالي –ص115)

 

 

4-بهاء مشوق معاشرت بهاييان با تمام اديان با روح و ريحان است الا درباره ي مسلک خود که هيچ بهايي حق تحري حقيقت را ندارد.

 

بنده مخلص جناب ميرزا حسينعلي (بهاءالله)و آقاي عبد البهاء که در عوامفريبي دست اسلافش را

 

بسته گوي سبقت را از ايشان ربود افتخار کشور انگلستان بود ودر ازاي خدمات صادقانه اش!!مورد توجه دولت انگليس قرار گرفت و مفتخر به لقب "سر عبد البهاء" گرديد. (کواکب –ج2-ص296)

 

 

5-سخن تاريخي بهاءپيامبر ادب و عرفان!!!!

 

هرکس بهاءرا منکر شود سزاوار است از مادرش وضع خود را بپرسد و هرکس دشمن او با شد قطعا شيطان در بستر و رختخواب مادر ش رفته است(گنج شايان  -ص78//79)(مائده آسماني –ج4-ص355)

 

جناب بهاء!

 

عزت قلمم را بيش از آن مي دانم که ادامه دهم و شرمنده ي خواننده ي محترم اين مقال گردم.شما که با وحي ارتباط داشتيد نپرسيديد "ادب نبوت چيست؟؟"

 

 

يک حرکت خزنده و فريبنده در فرقه ي بهاييت:

 

 

بهاييان  در يک حرکت خزنده و حالتي حق به جانب قصد انتخاب دوست براي "بهاءالله"دارند وبا تعابير خدعه آميز "اعراض از آيات الهي ظلم است و معرضين به علت انکار آيات دلهايشان  مختوم

 

 و گوش هايشان نا شنوا است و هرگز راه هدايت را نخواهند يافت". جملات  در ظاهر زيباست وبدون ايراد . اما نيت آنها در زير نهفته است  و مي گويند يهوديان کتب بسياري را در رد عيسي بن مريم عليهما السلام و عيسويان آثار زيادي را در رد پيامبر اسلام نگاشتند و مسلمين نيز ديباجه هايي در رد بهاييت به زيور طبع رساندند.

 

 

به هوش باشيم :

 

اولا: ميان پيامبران هيچ اختلافي نيست و هرچه هست متعلق به افراد کم دانش و متعصب آنهاست. وبه فرموده خداوند در سوره  مبارکه "بقره"لا نفرق بين احد منهم.

 

 

ثانيا:شما نخست "نبوت "بهاءالله رابا کتب آسماني  ثابت کنيد  سپس وارد اين تظلم و دادخواهي شويد.و بقول عامه:اول برادري را به اثبات برسان بعد ادعاي ارث نما.

 

 

ثالثا:هيچ پيامبري  رسول قبل از خود را رد نکرده و پيامبر بعد از خود را نيز معرفي نمود و در ختم رسل بودن پيامبر عظيم الشأن اسلام و ختم اوصياءبودن حضرت صاحب العصر و الزمان نه تنها شکي نيست که مجال براي بحث نمي ماند.و ازبا ب ياد آوري  به چند کتاب دگر باره مراجعت مي نماييم .

 

 

1-در جزءدوم از کتاب پنجم (سفر خامس)تورات  آمده:

 

«نابي أقيم لاهيم مقارب اجئهيم کاموخا ايلا وشيما عون»ترجمه عربي آن:نبيّا  أقيم لهم من وسط اخوتهم مثلک به فليؤمنوا.يعني :از ميان خودتان پيامبري براي آنها انتخاب شده مانند خودت پس به او ايمان آوريد.(افحام اليهود –سموأل المغربي – ج1-ص113-تحقيق د. شرقاوي)

 

 

2-در کتاب مقدس "کتاب دانيال" ص1567-فصل 12 –بند 31///و کتاب اشعياي نبي  -باب 59- کتاب حيقوق نبي  -فصل 2 –بند 3 /// وهمان کتاب ص1220 –فصل 11 –بند 101  اشاره مستقيم به ظهور امام زمان سلام الله عليه در آخر الزمان دارند.

 

 

3-       در کتاب مقدس "انجيل"(متي)باب 25- ص60-بندهاي 31/33/////// در کتاب مقدس "انجيل"(لوقا)

 

 

باب 12- ص154-بندهاي 35/37////// در کتاب مقدس "انجيل"(مرقس)باب 13- بندهاي 32/37///////

 

     

 

در کتاب مقدس "انجيل"(يوحنا)باب 5- -بندهاي 26/28 نيز به ظهور آقا صاحب الامر در آخر الزمان اشاره دارند.

 

 

  

 

4- در کتاب "زند بهمن يسن" ص19 و جاماسب نامه ص25 و بشارت ظهور  ص20نيز با چنين مفاهيمي برخورد مي کنيم.

 

در مکتب ارجمند اهل البيت عليهم السلام نيز 148 روايت پيرامون ذريه امام حسين بودن و 147 روايت در فرزند امام حسن عسکري بودن و 39 روايت در اقتداي حضرت عيسي بن مريم پيامبر محبت به وجود نازنين امام زمان  در زمان ظهور موجود مي باشد.

 

 

اين کتب موجود است و فنا وري اطلاعات نيز پيشرفته است . حال نوبت شماست که جناب "بهاءالله"را در کتب پيشين ثابت کنيد.ولن تفعلوا.

 

 

 

نگارنده قصد تبيين تاريخ پنهان را داشته و بنا بر تعاليم زيباي قرآني "لا اکراه في الدين "نيت دعوت نداشته و رجاي واثق دارد که با مطالعه وکنکاش رهِ گم کرده ي خويش را  بيابيد.

 

 

 

                                                                             والسلام علي من اتبع الهدي

 

87 - 1 - 6

                                                                                   دکتر حسين قدمي

 

 



دکتر حسين قدمي
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/02/09ساعت 9:8 بعد از ظهر  توسط رضا | 

دکتر عصام العماد، شيعه‌شناس، متخصص در علم رجال و حديث و تاريخ، مدرس مجمع جهاني اهل بيت(ع) و فارغ‌التحصيل دانشگاه‌هاي مذاهب عربستان سعودي است. وي که خود زماني پيرو وهابيت بوده و اکنون به مذهب تشيع گرويده است، در گفت‌وگوي تفصيلي به تشريح شکل‌گيري فرقه وهابيت و افشاي ماهيت آن پرداخته است.
وي با بيان اين که مبناي فقهي وهابيون بسيار مصلحتي است، گفت که نگاه فرقه وهابيت فقط در مورد قبور است و انفجار قبوري که در دنيا صورت مي‌گيرد ناشي از اين تفکر است.
العماد، بزرگ‌ترين مشکل دنياي اسلام را حرکت وهابيت دانست و با بيان اين که وهابيون به مقوله‌اي به نام «تقريب مذاهب» اصلا اعتقادي ندارند، پيشنهاد داد که علماي شيعه و سني در مقابل صدور فتاوي تکفيري وهابيون بيانيه‌اي مشترک صادر کنند.
وي با اشاره به اين که فتواي وهابيون ناشي از تاثيرات عناصر اسراييلي در ميان آنان است، آن را در راستاي متوقف کردن حرکت حزب‌الله لبنان و اخوان المسلمين دانست.
دکتر عصام العماد که يمني‌الاصل و 39 ساله است و تحصيلات خود را در دانشگاه‌هاي عربستان گذرانده و روزي خود در زمره پيروان وهابيت بوده و امروز به عنوان يک شيعه‌شناس در ايران به تدريس و تاليف مشغول است، در گفت‌وگويي تفصيلي با خبرنگار فقه و حقوق خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) اظهار داشت: صدور فتواي تکفيري 38 نفر از علماي وهابي عربستان چيز غريب و جديدي نيست؛ چرا که وقتي ما به تاريخ وهابيت از بدو تأسيس آن نگاه مي‌کنيم، مشاهده مي‌کنيم که وهابيت در بستر تکفير به وجود آمده و بر طبق آن رشد و حرکت کرده است.
وي گفت: گمان نمي‌کنم هيچ مذهبي همانند وهابيت در فضاي تکفيري تبلور يافته باشد و متاسفانه اين‌گونه تندروي آنان ناشي از جهل به معني تکفير و خصوصيات آن است.
العماد اظهار داشت: بنده از آن زمان که به ايران آمدم مشغول تاليف کتب و نقد روش وهابيت شدم که يک نمونه از مناظراتم با يکي از مفتي‌هاي کويت صورت گرفت و آن در مجموعه کتاب «الزلزال» چاپ شده است که به فارسي نيز ترجمه شده است.
مؤسس فرقه وهابيت اطلاع کاملي از علوم اسلامي چون منطق و اصول و لغت نداشته است
وي ادامه داد: شيخ محمد عبدالوهاب مؤسس مذهب وهابيت است و فردي است که در خانواده‌ي علمي رشد و در نزد پدر و برادر خود تحصيل کرده است وليکن متاسفانه انحرافات بزرگ فکري داشته است.
معتقدم شيخ عبدالوهاب با دو مشکل بسيار بزرگ دست و پنجه نرم مي‌کرد که البته اين دو مشکل را از مطالعات مکرر کتاب‌هاي وي، کشف کرده‌ام. مشکل اول وي کمبود علم بوده است. او اطلاع کاملي از علوم اسلامي چون منطق و اصول و لغت و... نداشته است.
وي گفت: شيخ محمد عبدالوهاب هرگز نتوانسته است تحصيلي کامل و جامع از علوم، در يک دانشگاه معتبر داشته باشد و هرگز نتوانسته به شکلي ملازم نزد شخصيتي علمي تلمذ کند.
عصام العماد افزود: متأسفانه شيخ محمدعبدالوهاب قبل از اينکه تحصيلات خود را به‌طور کامل تکميل کند، عهده‌دار امر تبليغ دين شد؛ اين در حالي بود که وي داراي روحيه تندرويي بود.
مشکل اساسي و بزرگ موسس وهابيت انحراف سلوکي نبوده بلکه مشکل فکري بوده است
وي مشکل دوم شيخ محمد عبدالوهاب را انحراف فکري و عقيدتي برشمرد و عنوان کرد: مشکل اساسي و بزرگ وي، مشکل فکري بوده است که نمونه چنين مسأله‌اي درميان خوارج در زمان امام علي عليه‌السلام وجود داشته است.
عبدالوهاب علاوه بر شيعه، اهل تسنن معتدل را نيز مورد هجمه قرار داد
وي اضافه کرد: از بدو ظهور شيخ محمد عبدالوهاب ما شاهد افکار خطرناکي از وي بوديم که متأسفانه وي فقط بر ضد شيعه عمل نکرد بلکه تمام اهل تسنن مخلص و معتدل را نيز مورد هجمه فتوايي خود قرار داد.
عصام العماد گفت: شيخ محمد عبدالوهاب معناي حقيقي و ضوابط اصلي تکفير را پي نبرده بود؛ بنابراين جمع کثيري از مسلمانان شيعه و سني را داخل در دايره شرک و تکفير نمود و اين همان خطر بزرگ است. وي هرکس که تابع افکارش نبود را ضد توحيد مي‌انگاشت.
وي ادامه داد: اين شخصيت با فکر شخصي خود قواعدي را در زمينه توحيد تدوين کرده بود و هر کسي را با اين چهارچوب مخالفت يا نقد مي‌کرد، کافر مي‌شمرد و بر اين اساس مشاهده مي‌کنيم بزرگان علمي عالم اسلام را رد کرده است؛ مثلا کتاب توحيد زمخشري، تفسير آيات توحيد امام فخر رازي و امام ابوحامد غزالي، طبرسي و عسقلاني، ثعلبي و حتي طبري که از علماي بزرگ اهل سنت است، در نظر شيخ محمد عبدالوهاب مصداق کتب مضله است و نويسنده آن کتاب، کافر است.
اين محقق تاريخ اسلام خاطر نشان کرد: شيخ محمد عبدالوهاب يک نوع حساسيتي در مساله توحيد داشت و درصدد بود با فکر خودش اين مساله را حل کند غافل از اينکه کميتش در اين زمينه لنگ بود و او با کارش نه فقط مشکل در عربستان، بلکه در تمام جوامع اسلامي از اندلس تا ايران و پاکستان و در ميان تمام فرق اعم از اشعري،معتزله، سلفيه و شيعه و... ايجاد کرد. وي باعث شد جنبش‌هاي بزرگ اسلامي به چند دستگي مبدل شوند و از حرکت باز ايستند.
موسس وهابيت مي‌خواست توحيد ساختگي خويش را بر ديگران تحميل کند
عصام العماد تاکيد کرد: بنده در صدد اين نيستم که نيت شيخ محمدعبدالوهاب را در اين کار بيابم؛ چرا که نيت، امري دروني و فقط خداوند متعال از آن مطلع است. آنچه براي من مسلم است، اين است که شيخ با عملکردش مي‌خواست توحيد ساختگي خويش را بر ديگران تحميل کند، بدون اينکه درک جامعي از آن داشته باشد. او به قدري تعصب داشت که در نامه‌هاي خويش به ديگران، آنان را مشرک خطاب مي‌کرد و مي‌گفت (من محمد عبدالوهاب الي المشرکين). وي معتقد بود جان و مال و زنان مخالفش براي طرفدارانش مباح است.
وي ادامه داد: حتي شيخ سليمان عبدالوهاب برادر شيخ محمد عبدالوهاب نيز به مقابله با او پرداخت و روزي به او گفته بود«تو هرگز کتاب‌هايي را که خوانده‌اي به درستي درک نکرده‌اي».
وي تاکيد کرد: بسياري از مسايلي را که شيخ محمدعبدالوهاب متعرض آن شده است، به قدري تند است که بسياري معتقدند «ابن تيميه» که او هم يکي از شخصيت‌هاي افراطي در تاريخ بوده است، از وي معتدل‌تر بوده است؛ چرا که در باب بدعت، کثيري از امور هستند که شيخ محمد عبدالوهاب آن را داخل در شرک دانسته، ولي «ابن تيميه» چنين نکرده است.
دکتر عصام العماد، فتواي تکفيري 38 تن از علماي وهابي را متأثر از فتاواي شيخ محمد عبدالوهاب عنوان و اضافه کرد: تا زماني که راه حلي براي اين معضل نيابيم، مشکل جهان اسلام حل نخواهد شد.
بزرگ‌ترين مشکل دنياي اسلام حرکت وهابيت است
وي گفت: شيخ محمدسعيد رمضان لوطي که از فقهاي بزرگ است، گفته بود «حدود 200 متفکر اسلامي از سراسر جهان اجتماعي تشکيل داديم تا مشکلات جهان اسلام را بيابيم و حل کنيم. پس از بحث به اين نتيجه رسيديم که بزرگ‌ترين مشکل که دنياي اسلام با آن دست و پنجه نرم مي‌کند حرکت وهابيت است.» اينان مشکلاتي در تمام دنيا اعم از آمريکا و فرانسه، آلمان و چين و تمام جاهايي که در آن نفوذ کرده‌اند، ايجاد نموده‌اند.
دکتر العماد از قول دکتر علامه يوسف قرضاوي نقل کرد: در دنياي اسلام کسي اعم از مرده و زنده وجود ندارد مگر اينکه وهابيت کتابي در لعن آن نوشته است چه شيعه باشد چه سني، چه زيدي و چه...
وي خاطر نشان کرد: به عنوان مثال يک وهابي کتابي در رد سيد جمال‌الدين اسدآبادي به نام «تحذير الامم من کلب العجم = برحذر داشتن امت از ...فارسي» نوشته است. يک وهابي ديگر کتابي در رد صاحب «تفسير المنار» به نام «صواعق من النار علي صاحب المنار: هجوم شعله‌هاي آتش بر سر صاحب کتاب المنار» نوشته است. ديگري کتابي به نام «الکلب العالي يوسف القرضاوي: ... بزرگ يوسف قرضاوي» نوشته است.
تمام نوشته‌هاي آنان فقط و فقط عليه مسلمانان است
عصام گفت: بنده قبل از شيعه شدنم نزد فردي به نام «المدخلي» درس مي‌خواندم که نزد اين شيخ قريب 100 کتاب در لعن و رد بزرگان اسلام اعم از «سيد محمد قطب»، «شيخ محمد غزالي»، «آيت‌الله خويي»، «شيخ محمد عبده» و ... وجود داشت. اين در حالي است که ما در ميان کتب وهابيون کتابي در رد مارکسيست، بودائيسم، بهائيت و تفکرات اسراييلي و آمريکايي نمي‌بينيم. تمام نوشته‌هاي آنان فقط و فقط عليه مسلمانان است.
فتواي وهابيون ناشي از تاثيرات عناصر اسراييلي در ميان آنان است
اين، فتوايي است که از قصر سعودي صادر شده است
فتواي وهابيون در راستاي متوقف کردن حرکت حزب‌الله لبنان و اخوان المسلمين است
وي تاکيد کرد: فتواي وهابيون ناشي از تاثيرات عناصر اسراييلي در ميان آنان است و بايد توجه داشت که اين فتوايي است که از قصر سعودي صادر شده است زيرا تمام علماء و مفتي‌هاي عربستان کارگزار حکومت هستند. اين فتوا در جهت منافع اسراييل و براي متوقف کردن حرکت حزب‌الله لبنان و حماس و اخوان المسلمين و... صادر شده است.
عصام العماد، ظهور وهابيون معقول در عربستان را از پديده‌هاي مبارک ياد کرد و به خبرنگار فقه و حقوق ايسنا گفت: شيخ سليمان العوده، سردمدار وهابيون معقول از جمله کساني است که شجاعت نقد شيخ محمد عبدالوهاب را يافت و او را به خطا منتسب کرد.
وي، دليل تحقق چنين امري را داراي ريشه‌ي تاريخي عنوان کرد و گفت: پس از آنکه بين «ملک فيصل» و «جمال عبدالناصر» درگيري پيش آمد، «ملک فيصل» جهت انتقام‌گيري، جمعي از علماي اهل تسنن مصر از جمله «سيد محمد قطب» و «شيخ محمد غزالي» را به عربستان دعوت کرد تا آنان را بر ضد «جمال عبدالناصر» به کار گيرد وليکن وقتي آنان وارد عربستان شدند چون از تفکرات «سيد جمال‌الدين اسدآبادي» و «شيخ محمد عبده» تاثير پذيرفته بودند، تفکرات «شيخ محمد عبدالوهاب» را مورد انتقاد شديد قرار دادند.
عصام العماد گفت: وقتي اينان وارد عربستان شدند «شيخ ربيع مدخلي» و «بن‌باز» تعبيري کرده و گفته بودند ورود اينان به منزله‌ي بمبي است که موجب انفجار تفکر وهابي خواهد شد.
وي ادامه داد: «سيد محمد قطب» پس از محکوميت به اقامت اجباري در عربستان مشغول تدريس شد و شاگردان معقولي چون «سليمان العوده» را پرورش داد.
درشرايطي که امام علي(ع) وعمربن‌خطاب درعربستان نقد مي‌شدند،کسي حق نقد عبدالوهاب را نداشت
عصام العماد گفت: من به ياد دارم زماني در دانشگاه‌هاي عربستان نقد امام علي عليه‌السلام و حتي عمر بن خطاب به راحتي صورت مي‌گرفت ولي هيچ‌کس حق نقد شيخ محمد عبدالوهاب را نداشت. در اين ايام با ظهور بزرگاني شجاع چون «سيد محمد قطب» و «شيخ محمد غزالي» اين وضعيت افول يافت.
وقتي بزرگان وهابي نتوانستند با قدرت علمي«قطب»مقابله کنند،او را به شورش عليه ولي امر خودمتهم کردند
وي ادامه داد: وقتي بزرگان وهابي نتوانستند با قدرت علمي «سيد محمد قطب» مقابله کنند، او را متهم کردند به اين‌که عليه ولي امر خود شورش کرده است که او نيز در جواب گفته بود اگر ولي امري براي من باشد، او «جمال عبدالناصر» است.
حرکت وهابيت در جهت اهداف انگليس، آمريکا و اسراييل است
نگاه فرقه وهابيت فقط در مورد قبور است و انفجار قبوري که در دنيا صورت مي‌گيرد ناشي از اين تفکر است
عصام العماد، حرکت وهابيت را در جهت اهداف انگليس و آمريکا و اسرائيل برشمرد و گفت: اين مذهب نگاهش فقط در مورد قبور است و به امور ديگر اهتمام ندارد و معتقدند زيارت قبور شرک است و انفجار قبوري که در دنيا صورت مي‌گيرد ناشي از اين تفکر است. اين تا جايي بوده است که برخي از علماء گفته بودند، گويي شيخ محمد عبدالوهاب در مقبره متولد شده و بنابراين عقده‌اي دروني در اين مورد دارد.
وهابيون چون درک درستي از معارف ندارند امور عرفي را داخل در مفهوم بدعت مي‌دانند
وي، بناي قبور و اشکال مختلف مقبره را از جمله امور عرفي برشمرد و اضافه کرد: وهابيون چون درک درستي از معارف ندارند امور عرفي را داخل در مفهوم بدعت مي‌دانند.
به اعتقاد عبدالوهاب، مشرکين مسلمان از مشرکين دوران پيامبر مانند ابولهب و ابوجهل بدتر و ملعون‌ترند
مدرس مجمع جهاني اهل بيت (ع) گفت: محمد عبدالوهاب آن‌چنان در مورد مسلمانان تندرو بود که در کتاب خود نوشته است مشرکين مسلمان از مشرکين دوران پيامبر مانند ابولهب و ابوجهل بدتر و ملعون‌ترند.
مرض تکفير امري است که بايد نسبت به آن هوشيار بود
وي تصريح کرد: معتقدم هر جا تکفيري صورت گيرد پس از آن انفجاري در عالم رخ خواهد داد و مرض تکفير امري است که بايد نسبت به آن هوشيار بود.
اين محقق و پژوهشگر تاريخ و حديث تاکيد کرد: بايد مومنين کاملا مواظب و هوشيار باشند چرا که پشيماني پس از تحقق مشکلات سودي نخواهد داشت.
وهابيون هرگز در انفجار حرمين عسگريين و کربلا و نجف متوقف نخواهند شد
عصام العماد ابراز عقيده کرد: وهابيون هرگز در انفجار حرمين عسگريين و کربلا و نجف متوقف نخواهند شد بلکه اگر فرصت يابند، حرم ديگر ائمه اطهار را نيز منفجر خواهند کرد.
علماي شيعه و سني در مقابل صدور فتاوي تکفيري وهابيون بيانيه‌اي مشترک صادر کنند
وي پيشنهاد کرد: در مقابل صدور فتاوي تکفيري تمام بزرگان اهل سنت و شيعه در تمام نقاط عالم جمع شوند و بيانيه‌اي در محکوميت چنين اموري صادر کنند چرا که کوتاهي در اين کار ضرر را متوجه همگان خواهد کرد. محکوميت مراجع ديني در قم و نجف در اين زمينه کافي نيست.
از يک وهابي معتدل شنيدم که مي‌گفت دولت ما ايران است
نبايد با وهابيون عکس‌العملي مانند آنان داشت بلکه بايد با جدال احسن آنان را مجاب کرد
عصام العماد اظهار داشت: الحمدالله امروز تمام مسلمانان از شيعه و سني به جمهوري اسلامي ايران اطمينان دارند و خودم از يک وهابي معتدل شنيدم که مي‌گفت دولت ما ايران است. نبايد با وهابيون عکس‌العملي مانند آنان داشت بلکه بايد با جدال احسن آنان را مجاب کرد.
در حوزه‌هاي علميه ايران فتوايي بر تکفير اهل سنت نديده‌ام
وي تعصب شديد وهابيون را يکي از مشکلات بزرگ آنان عنوان کرد و ادامه داد: متاسفانه در تمام دانشگاه‌هاي عربستان کتاب‌هاي شيخ محمد عبدالوهاب جزو متون درسي است و از همان ابتدا افکار اين شخصيت در وجود دانشجويان مستقر مي‌شود لذا به ياد دارم که وقتي در دانشگاه «محمد سعود» درس مي‌خواندم قريب هزار رساله دکترا در تکفير شيعه وجود داشت. اين در حالي است که در حوزه‌هاي علميه ايراني ما فتوايي بر تکفير اهل سنت نديده‌ام.
وهابيون به مقوله‌اي به نام «تقريب مذاهب» اصلا اعتقادي ندارند
عصام العماد در ادامه گفت‌وگو با خبرنگار فقه و حقوق خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) اظهار داشت: وهابيون به مقوله‌اي به نام «تقريب مذاهب» اصلا اعتقادي ندارند و «محمد کباري» که يک عالم بزرگ سعودي کتابي فقط در رد تقريب مذاهب نگاشته است و «ابن‌جويري» فتوي بر حرمت خوردن غذاي شيعه داده است؛ بنابراين اصلاح آنان کار آساني نيست.
مبناي فقهي وهابيون بسيار مصلحتي است
وي در عين حال خاطر نشان کرد: متاسفانه مبناي فقهي وهابيون بسيار مصلحتي است به گونه‌اي که اگر مصلحت خود را در ارتباط با شيعه ببينند صدها کتاب در اسلاميت شيعه مي‌نويسند.
عصام العماد عنوان کرد: علماي عربستان وقتي ديده‌اند ايران به عنوان رهبر فکري دنياي اسلام شناخته شده است، درصدد هجمه‌ي ايران برآمده‌اند و آنان وقتي انفجارات در کشور خود را ديدند به جهت تحقق چنين انفجاراتي در ايران، با صدور فتواهاي تکفيرانه افکار را به چنين سمتي هدايت مي‌کنند.
ايران بايد با جمع بين ديپلماسي و دين هوشيارانه در جهت خنثي کردن تحريکات وهابيون برآيد
وي گفت: جمهوري اسلامي که آراسته به سياست علوي است بايد با جمع بين ديپلماسي و دين هوشيارانه در جهت خنثي کردن تحريکات آنان برآيد.
شيعه شدنم هديه‌ي آسماني بود
دکتر عصام العماد، شيعه شدنش را هديه‌ي آسماني برشمرد و گفت: من در نزد «بن‌باز» در عربستان مشغول تحصيل بودم و با خود در اين انديشه بودم که پس از قرن‌ها ارادات خالصانه نسبت به امام علي و امام حسين (ع) و ديگر امامان بزرگوار، همچنان در قلوب عده‌اي موج مي‌زند و کهنه نشده است و از طرف ديگر نقدهاي شديد نسبت به امام علي (ع) و امام حسين(ع) را در مجالس علمي عربستان مشاهده مي‌کردم و مي‌ديدم ظلم‌هاي يزد و معاويه توجيه مي‌شود ولي به راحتي امامان شيعه نقد مي‌شوند.
مشاهده مي‌کردم در عربستان کتاب‌هايي در دفاع از يزيد و... نوشته شده و هيچ‌گونه انتقادي بر آنان وارد نکرده‌اند
وي ادامه داد: بنده مجالسي را مشاهده مي‌کردم که به راحتي امام علي (ع) را نقد مي‌کنند ولي وقتي فضايل امام -که حتي در خود کتاب‌هايشان نيز هست- مي‌شنوند، قدرت تحمل ندارند. مشاهده مي‌کردم کتاب‌هاي متنوعي در دفاع از يزيد و عمروعاص و... نوشته شده است و هيچ‌گونه انتقادي بر آنان وارد نکرده‌اند.
وي ادامه داد: اين‌گونه جريانات باعث شد بر نفسم عتاب کنم و خود را به مطالعه در سيره‌ي اهل بيت (ع) وادار کردم.
مدرس مجمع جهاني اهل بيت(ع) به ايسنا گفت: در شبي از شب‌هاي ماه رمضان پس از نماز تراويح در مجلسي حاضر شدم که امام علي (ع) را در قفس اتهام گذاشته بودند و به تمام عملکرد او بدون دليل اعتراض مي‌کردند و او را خليفه‌اي عنوان مي‌کردند که اگر زودتر کشته مي‌شد، آمريکاي امروز مسلمان مي‌گشت. ديدم آنان امام حسين (ع) را سبب‌ساز فتنه بزرگ اجتماعي مي‌ناميدند که پس از اين جلسه به شدت به مطالعه و تحقيق در زندگي اهل بيت (ع) روي آوردم.
پس از مطالعات تخصصي، دريافتم که تمام کارهاي امام علي (ع) بر طبق عقل و منطق بود
به اين نتيجه رسيدم که سخنان وهابيون تماما توجيهات رکيکه و فاقد منطق است
وي اذعان کرد: پس از مطالعاتم که به طور تخصصي انجام دادم، يافتم که اتفاقا تمام کارهاي امام علي (ع) بر طبق عقل و منطق بود و به اين نتيجه رسيدم که سخنان وهابيون تماما توجيهات رکيکه و فاقد منطق است. مثلا آنان احاديث فضايل امام علي عليه‌السلام را بي‌اهميت مي‌خواندند ولي نفرين پيامبر(ص) در مورد معاويه (خداوند هيچ وقت شکمت را سير نکند) را از جمله فضايل معاويه مي‌دانستند و توجيه مي‌کردند مقصود از اين حديث اين است که معاويه هيچگاه سير نشود و بخورد و سلامت پيدا کند.
عصام العماد افزود: شيعه شدن من نه فقط به اراده خودم بلکه با کرامت الهي و عنايت آسماني تحقق پذيرفت و خداوند را با تمام وجود بر اين نعمت عظمي شاکرم و از او مي‌خواهم مرا به معارف بيشتري هدايت کند.
به دليل شيعه شدنم هم‌اکنون مورد تکفير وهابيون هستم
وي در پايان خاطر نشان کرد: بنده به دليل شيعه شدنم هم‌اکنون مورد تکفير وهابيون هستم



دکتر عصام العماد
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/02/09ساعت 9:5 بعد از ظهر  توسط رضا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ

نوشته های پیشین
اردیبهشت 1387
پیوندها
ndkd
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان